سنت هوربابایی ویژه هر شب ماه رمضان در آران و بیدگل
سنت هوربابایی ویژه هر شب ماه رمضان در آران و بیدگل با جایگزینی «سوره‌ی شمس» در متن پارسی آوازها است که بچه‌ها برای پاسخ، لفظ هوربابا و یا هجای کشیده‌ی آخر آیه‌ها را تکرار می‌کنند،این تکرار نوعی ریتم را در خود دارد :
والشمس و الضحیها جواب: هوربابا، هوربابا یا: ها، ها، ها ـ ها، ها، ها و .....
بچه ها اگر چیز با ارزشی را از صاحب خانه بگیرند به منظور قدردانی این شعر را می خوانند:
طاق کیه دو سور به (طاق خانه شما سرخ باشد)(کنایه از شاد و خرم باشید)
جواب: هوربابا، هوربابا
هر چی بزای، پور به (هر چه بزایید پسر باشد)
جواب: هوربابا، هوربابا
و چنانچه صاحب خانه نسبت به آنان کم لطفی کرده و برای آنان ارزشی قائل نباشد به منظور ابراز نارضایتی از رفتار وی چنین می خوانند:
طاق کیه دو ، پوش به (طاق اتاق شما سیاه وخراب باشد)
جواب: هوربابا، هوربابا
هر چی بزای، موش به (هرچه بزایید موش باشد)
جواب: هوربابا، هوربابا
در پایان این آئین آن‌چه که به دست آمده و در نزد صندوق‌دار جمع شده است، به‌طور مساوی بین خود تقسیم کرده و هرکدام به خانه‌ی خود می‌روند.
این آئین در حقیقت نوعی تشویق نابالغان برای شرکت در «آئین روزه‌داری» است، چراکه بسیاری از اهالی منطقه معتقدند که در شب های ماه مبارک رمضان، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به در خانه‌ی جدّ بزرگوارشان رفته و سوره‌ی نود و یکم قرآن را با صدا و آهنگی خوش قرائت می‌نمودند و بعد از خواندن سوره، جد و پدر گرامی‌شان و تمامی مسلمانان را دعا می‌فرمودند، آن‌گاه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین برای خوشحالی و تشویق ایشان مقداری خوراکی به آن‌ها می‌دادند و این آئین نشانه‌ای از هم‌سویی با رفتار حسنین است.
سنت هوربابایی ویژه شب پانزدهم ماه رمضان در آران و بیدگل
در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) اهالی آران و بیدگل با توجه به اعتقاد مذهبی که در بالا ذکر شد به در خانه ها می روند و این شعر را می خوانند:
بر ما حرجی نیست که ما طفلانیم
جواب: هوربابا ، هوربابا
دست بلندا کیسه کن
جواب: هوربابا ، هوربابا
اشرفی ها رو خورده کن
جواب: هوربابا ، هوربابا
ختم کلام جواب: آمین
نور امام جواب: آمین
و در ادامه این مراسم برای این که صاحب خانه را تشویق کنند که هدیه بیشتری بدهد اگر پسری داشت نام او را ضمن شعر می خواندند که در زیر نمونه هایی از آن می آید:
بعد از خواندن این اشعار میان دار برای صاحب خانه دعا می کند و بچه ها آمین می گویند:
برکتش بده جواب: آمین
سروریش بده جواب: آمین
تاج سرش بده جواب: آمین
سلامتیش بده جواب: آمین

روایت دوم:

پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و حضرت علی (ع) هم برای تشویق حسنین مقداری خوراکی به آن دو بزرگوار اهدا کردند، برای همین این مراسم در فرهنگ عامه مردم جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.

در این شب که شب میلاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) است جمعی از کودکان، نوجوانان و جوانان ، بعد از افطار به درب خانه های منازل رفته و تقاضای کمک برای نیازمندان دارند.

هر دسته ی 'هور بابایی ' که از چهار تا بیست نفر و گاهی بیشتر تشکیل می شود بعد از افطار در محل معینی گرد هم می آیند و از بین خود یک صندوق دار و یک میدان دار انتخاب می کنند.

وظیفه صندوق دار جمع آوری پول یا خوراکی هایی مثل برگه زرد، آلو، برگه قیسی، جوزقند، کلوچه، خرما گردو و بادام است.

میدان دار هم باید صدا خوش داشته باشد و وظیفه اش خواندن ابیات هوم بابایی است. بقیه جوانها و بچه ها هم باید هم صدا میدان دار را همراهی کنند.

پس از انتخاب صندوق دار و میدان دار بچه ها سه صلوات بلند می فرستند تا اگر از افراد گروه کسی جا مانده باشد، حاضر شود.

پس از آنکه همه جمع شدند از نخستین خانه هوم بابایی را آغاز می کنند.

صاحبخانه با شنیدن صدای بچه‌ها، تحفه یا تنقلات مانند برگه زردآلو، گردو، نخودچی و کشمش، گز، شکلات، بادام و فندق به درب خانه می‌آورد و به صندوقدار می‌دهد و بچه‌ها با گفتن 'خدا برکتت بده'، به سوی خانه‌ای دیگر می‌روند.

این دسته در خانه را می کوبند و پس از شنیدن جواب، میدان دار شروع به خواندن می کند و بقیه جواب می دهند.

صندوق‌دار نیز هدایای مردم را نگهداری و در پایان مراسم بین بچه‌ها تقسیم می‌کند.

این مراسم تا نیمه شب ادامه دارد و پس از سر زدن به تمامی خانه ها صندوق دار آنچه از پول و خوراکی جمع آوری شده را میان افراد تقسیم می کند و گاه پول و هدایای جمع شده در هوم بابایی بین افراد نیازمند محل تقسیم می شود و در برخی محله ها هم صرف بازسازی آب انبار و دیگر بناهای عام المنفعه می شود.

اشعار هوم بابایی گاهی دارای مضامین عالی اعتقادی و مذهبی بود و گاهی هم مضامین اجتماعی را در بر می‌گرفت.

نمونه‌ای از این اشعار اجتماعی که میانداران می‌خوانده‌اند به این شکل بود:

میدان دار: امشب شب نیمه است که ما میهمانیم
بچه ها: هوم بابا هوم بابا
میدان دار: از ما حرجی نیست که ما طفلانیم
بچه ها : هوم بابا هوم بابا
میدان دار: بشقاب را پر از کلوچه و حلوا کن
بچه ها: هوم بابا هوم بابا
میدان دار: بردارو بیاربه دامن ماها کن
بچه ها : هوم بابا هوم بابا
بعد از خواندن این اشعار میدان دار شروع می کند به دعا کردن صاحب خانه و بچه ها آمین می گویند:
میدان دار: حق عمرش بده بچه ها: آمین
میدان دار: برکتش بده
بچه ها: آمین
میدان دار: تاج سرش بده
بچه ها: آمین
حق عمرش بده.... آمین / برکتش بده.... آمین /تاج سرش بده..... آمین

انواع شعرهای هوربابایی:

روایت اول:
تکخوان: امشب، شب نیمه است که ما مهمانیم
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
از ما حرجی نیست که ما طفلانیم
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
بشقاب، پر از کلوچه و حلوا کن
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
بردار و بیار ماها کن
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا

روایت دوم:
آقای ما شمایی
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها
از باغ شاه میآیی
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها
نارنج دست شایی
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها
تک‌خوان: تنباکو را گل نم کن
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها
آتش به سرش جم (جمع) کن
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها
تا ما بکشیم دودی
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها
آواره شویم زودی
جمع‌خوان‌ها: ها ها ها، ها ها ها

روایت سوم:
ارخالق ختایی
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
بپوش، بپوش نچایی
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
آقای ما شمایی
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
از خونه درنیایی
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
مردم شما را می‌بینن
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
از حسرتت می‌میرن
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
تنباکو را گل نم کن
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
آتش به سرش جم (جمع) کن
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
تا ما بکشیم دودی
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا
آواره شویم زودی
جمع‌خوان‌ها: هوم بابا، هوم بابا

روایت چهارم:
تک‌خوان: امشب شب نیمه است که ما مهمانیم
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
(نام یکی از کودکان خانه یا صاحبخانه را میبرند)
آقای شائیم
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
نارنج دست شائیم
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
بپوش بپوش نچایی
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
تکخوان: از خنه درنیایی
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
مردم شما ر میبینن
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
از حسرتت میمیرن
جمع‌خوان‌ها: هور بابا، هوربابا
ده تومنی‌های درازیه
جمع‌خوان‌ها، هور بابا، هور بابا
تو بشقابای نطنزیه
جمع‌خوان‌ها، هور بابا، هور بابا
یکیشا در آر و خرده کن
جمع‌خوان‌ها، هور بابا، هور بابا
نذر بچه‌های در خنه کن
جمع‌خوان‌ها، هور بابا، هور بابا
تا بچه‌ها راضی شوند
جمع‌خوان‌ها، هور بابا، هور بابا
از در خنه راهی شوند
جمع‌خوان‌ها، هور بابا، هور بابا

روایت پنجم:
تک‌خوان: بپوش بپوش نچایی جمع: ها ها
از خونه درنیای جمع: ها ها
مردم تو را می‌بینند جمع: ها ها
از حسرتت می‌میرند جمع: ها ها
دست بلند تو کیسه کن جمع: ها ها
اشرفی‌ها را خرده کن جمع: ها ها
قسمت بچه‌ها در خونه کن جمع: ها ها
تا بچه‌ها راضی شوند جمع: ها ها
در خونه‌تون راهی شوند جمع: ها ها