بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه :

جهان اسلام به مجموعه افراد و جامعه مسلمان اطلاق می شود که خود را ملزم به پیروی از قوانین آن می دانند. برای این که وضعیت جهان اسلام را در عصر حاضر بدانیم، لازم است که اندکی به تاریخ گذشته ی خویش برگردیم؛ زیرا «گذشته، چراغ راه آینده است». بر پایه ی مستندات تاریخی و وقایع گذشته است که زیر بنای حال و آینده ی ملتها ساخته می شود.

اهمیّت و ارزش تاریخ برای غیر مسلمانان کاملاً محرز و آشکار است که به بررسی وقایع تاریخی گذشته ی خویش پرداخته اند. آنها در این بررسی ها نقش خود را بسیار پررنگ جلوه داده اند.

نمونه ی آن تلاش دانشمندان بلوک شرق به رهبری جمهوری سوسیالیستی شوروی سابق بود که در دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی و تحقیقاتی خویش به مطالعه و بررسی تاریخ با تکیه بر تز کمونیستی پرداختند.

اگر چه غالب این فعّالیت ها در جهت توجیه و تفسیر مارکسیتی از تاریخ بود و به نوعی می شود گفت که آنها از تاریخ به عنوان ابزاری برای تبیین و توجیه مارکسیسم و کمونیسم بهره بردند. ولی به هر حال کارها و اعمال آنها در خور تقدیر و تحسین است.

 همچنین در آکادمی ها و کالج های اروپایی و آمریکایی، تاریخ جایگاه ویژه ای پیدا نمود. مکاتب غربی اعم از لیبرالیستی و سرمایه داری (کاپیتالیستی) به تاریخ روی آوردند. البته این گرایش مادی گرایانه و منفعت طلبانه پس از قرون وسطی شکل گرفت؛ چرا که در قرون وسطی علم و دانش دربست در اختیار اربابان کلیسا بود. علم در قرون وسطی به فرآیندی گفته می شد که الاهیات مسیحیت را تقویت می کرد و در غیر این صورت از حیطه و قلمروی دانش خارج بود.

 

1)   وضعیت جهان اسلام در عصر حاضر

قرن بیستم در جهان اسلام با فروپاشی تدریجی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول آغاز شد. حکومت لائیک در ترکیه با کنار نهادن دین از جامعه به رهبری مصطفی کمال ( کمال آتاتورک) روی کار آمد.

خلافت عثمانی – علی رغم بیگانگی و جدایی آن از مفاهیم و تعالیم صحیح و بنیادین اسلامی – همواره به عنوان سمبل و نهاد اسلام، در نظر امّت اسلامی مطرح بود. مردم مسلمان هند از توطئه های انگلیس علیه خلافت عثمانی به پا خاستند و جنبش خلافت در هند را شکل دادند.

دولت عثمانی لااقلّ به صورت ظاهری و نمادین در جهان اسلام حضور داشت. چرا که سلطان عبدالحمید دوم با تکیه بر همین نیروی نمایشی و ظاهری بود که جواب دندان شکنی به یهودیان داد.

تئودور هرتزل در گرفتن زمین قدس شریف جهت تشکیل دولت نامشروع صهیونیستی اسرائیل ناکام ماند. اگرچه بعدها توانست به این نیت پلید خویش جامه ی عمل بپوشاند.

ترکان عثمانی در ابتدای قدرت گیری خویش در زمان سلطان محمد فاتح قسطنطنیه را از دست امپراتوری شرقی (بیزانس) خارج ساخته و موجبات سقوط این حکومت دیرپای تاریخی روم باستان را فراهم سازند. ترکان در دوران اوج قدرت خویش تا وین پایتخت اتریش پیش رفتند. نزدیک بود که اروپا را فتح و خاطره ی تلخ سقوط اندلس و غرناطه را از اذهان مسلمانان پاک نمایند.

عربها از شیوه ی حکمرانی ترکان ناراضی بودند؛ چرا که بعد از تشکیل نهضت ترکان جوان و پایان حکومت سلطان عبدالحمید دوم به اعراب توجه نشد. این کم توجهی و تبعیض منجر به شکل گیری پان عربیسم در خاورمیانه ی عربی گردید. ترکها نیز از پان ترکیسم طرفی بر نبستند؛ بلکه موجبات استحاله فرهنگی آنها را فراهم نمودند. فرهنگ و میراث تاریخی آنان به باد رفت و به قول استاد محمد قطب در کتاب بیداری اسلامی، اروپاییان گفتند ما فرهنگ ترکها را از آنان گرفتیم و بعد آنان را تحقیر نمودیم و آنان چیزی نداشتند که از خود دفاع نمایند.

ناسیونالیست های عرب و ترک، دانشجویانی بودند که به اروپا رفته و از آنجا با خود، ناسیونالیسم و ملیت گرایی افراطی را به ارمغان آوردند. و منشأ مشکلات زیادی گردیدند. به طوری که حزب « بعث العربی» توسط افرادی چون صلاح الدین بیطار و میشل عفلق یهودی تشکیل شد که افکاری غیر اسلامی داشتند. به عنوان نمونه آنان رسول الله صلی الله علیه و سلم را فقط یک شخصیت عربی به حساب می آوردند.

با این تفاصیل خلافت عثمانی سقوط کرد؛ زیرا تنوانست در مقابل هجوم همه جانبه و فراگیر دشمنان تاب مقاومت داشته باشد و این دغدغه علامه اقبال لاهوری بود که در اشعارش متجلی می باشد.     

اگرچه گام هایی اصلاحی در دولت عثمانی صورت گرفت، ولی مشکلات و مصائب بیش از آن بود که خود را با شرایط روبه تغییر و تحول جهانی همگام و منطبق سازد.

در شبه جزیره عرب، حرکتهای اصلاحی دینی در حال شکل گیری بود؛ ولی دامنه ی آن نتوانست عثمانی را فرا گیرد. چرا که دولت عثمانی به افکار اروپایی مشغول شده بود و اعراب نیز با مسائل قومی و ناسیونالیستی درگیر بودند.

در شرق جهان اسلام هند، ایران، آسیای میانه و شرقی کما بیش شرایطی مشابه حکم فرما بود. هند در اختیار انگلیسی ها بود که درصدد بودند هر گونه حرکت مردمی را تحت هر شرایطی سرکوب نمایند. شخصیتهایی چون سید احمد شهید وسید اسماعیل شهید در راه احیای شریعت اسلامی و جهاد تلاش نمودند که در خور توجه و تقدیر می باشد. کمپانی هند شرقی تمام سرمایه ی هند را می بلعید و از این رهگذر منافع زیادی نصیب انگلیسی ها می گردید. قیام های امیر علی و تیپوسلطان به همین نحو سرکوب گردیدند. شبه قاره هند یا برّ صغیر در تاریخ اسلام جایگاه بر جسته ای دارد. زیرا در دامان خود شخصیتهایی چون شاه ولی الله و شاه عبدالعزیز دهلوی را پرورش وبه جامعه ی اسلامی تقدیم  نموده است.  

در آسیای میانه و ماوراءالنهر موج حرکت تزار و سپس سوسیالیسم و کمونیسم منطقه را در نوردیده و جهان اسلام را در این مناطق سخت در مخاطره قرار داد؛  زیرا آسیای میانه با امامانی چون بخاری، ترمذی و خواجه عبدالله انصاری و....معنی پیدا می کند. امّت  اسلامی هرگز نام امام بخاری و صحیح بخاری را فراموش نخواهد کرد که میراث گرانبهای فرهنگی اسلام را درخود جای داد.

آفریقا میان کشورهای استعمار اروپایی تقسیم شد و هر یک ازآنان آفریقا را ملک شخصی خود تلقی کردند وهر آن چه خواستند انجام دادند. چون تئوری برتری و تبعیض نژادی ( آپارتاید) اروپا در حال اجرا و طرح ریزی بود. کشورهای مسلمان شمال افریقا از کمک عثمانی برای نجات خوش است شکسته و نا امید گردیدند. فرانسه کشور الجزایر را آماج حملات خود قرار داد؛ اما ملت الجزایر تسلیم خواسته های استعماری نگردید و اشخاصی چون امیر عبدالقادر الجزایری، عبدالحمید بن بادیس و مالک بن نبی درعرصه های جهاد و فرهنگ به مقابله برخاستند. لیبی که مورد هجوم ایتالیا قرار گرفته بود، عمر مختار قیام نمود. اگر چه به ظاهر شکست خورد، ولی منشاء قیام های دیگر ملت لیبی قرارگرفت. در سودان شیخ مهدی سودانی تحرکاتی علیه انگلیسی ها انجام داد.

کشور ما ایران تحت سلطه قاجارها بود؛ ولی عملاً قدرت چندانی نداشت؛ زیرا عرصه ی تاخت و تاز روسیه و انگلیس قرار گرفته بود. خلاصه ی سخن آن که جهان اسلام در این برهه ی تاریخی با مشکلات عدیده و بی شماری دست و پنجه نرم می کرد. به طوری که می توان گفت که حرکت فرا گیری و منسجمی علیه اعمال دشمنان اسلام صورت نگرفته بود.

2)واکنش جهان اسلام وآغاز بیداری اسلام :

خاطره ی افول و عقب نشینی تمدن اسلامی درمقابل هجوم بیگانگان، جهان اسلام را به واکنش وا داشت امت اسلامی دریافت که از کاروان تمدن بشری عقب مانده و فقط دنباله روی افکار دیگران است.

در سرزمین حجاز و عربستان گهواره و مهد تمدن اسلامی شخصیت ارزشمند و والا مقامی چون امام محمد بن عبدالوهاب «رحمه الله» برخاست و عربستان را از لوث خرافات و بدعت ها پاک گردانید. نهضتی که بعدها مورد تمجید بسیاری از متفکران درد آشنای امت اسلامی گردید. دولت مکار و روباه صفت انگلیس لقب «وهابی» را برای مبارزه با رهروان راه صحیح اسلامی انتخاب نمود.

در میان کشور های اسلامی، مصر اولین کشوری بود که مستقیماً تحت سلطه ی اروپائیان قرار گرفت. اولین حرکت های بیداری اسلامی در مصر آغاز شد. بیداری اسلامی  در مصر به مردم خود باوری و بازگشت به خویشتن را آموخت. شخصیت هایی با تکیه بر اسلام به عنوان تنها منبع رهایی بخش توانستند  مصر را از سلطه ی بیگانگان  برهانند. امام شیخ محمد عبده و سید جمال الدین، سید محمد رشید رضا و محب الدین  خطیب از معدود افرادی بودند که پایه های بیداری اسلامی در مصر تحکم بخشیدند. این حرکت میمون و مبارک بعدها توسط امام شهید حسن البنا «رحمه الله » به منصه ی ظهور رسید و حضور خود را در جهان اسلام اعلام  نمود.

نهضت اسلامی اخوان المسلمین  تأثیر شگرفی در تعمیق باورهای دینی در جهان اسلام برجای نهاد و توانست منشاء فکری تحولات فرهنگی در امت اسلامی گردد. در سرزمین شام حر کت فرهنگی و دینی بازگشت بـــه قرآن و سنت صحیح توسط امام ناصرالدین آلبانی «رحمه الله» دنبال شد و اثرات ارزنده ی آن در زدودن و پیراستن خرافات و بدعات از ساحت مقدس سنت نبوی و ارزش های والای دینی حقیقتی غیر قابل انکار و اغماض است. و نیز از اندیشه های مدبرانه ی مورخ درد آشنای اسلامی استاد شکیب ارسلان نیز نباید چشم پوشی نمود.

درسایر نقاط ممالک عربی کم و بیش فعالیتهایی در جهت احیای ارزشهای صحیح و راستین فرهنگ اسلامی انجام گرفته بود. خداوند از همه آنان راضی باد.

در برّ صغیر یا همان شبه قاره ی هند حرکات اصلاحی امام شاه ولی الله دهلوی رحمه الله در جهت پالایش افکار خرافی و بدعات از دین اسلام  بعدها توسط راد مردانی از این مرز وبوم ادامه یافت.   اشخاصی چون مولانا محمد الیاس با تأسیس جماعت تبلیغ و استاد ابوالاعلی مودودی با پایه گذاری جماعت اسلامی و علامه اقبال لاهوری، علامه صدیق حسن خان لکنوی و مولانا عبدالحی لکهنوی و.... توانستند خدمات ارزنده و در خور تحسینی به جامعه ی اسلامی ارائه دهند.

امت اسلامی به جهان این باور را قبولاند که هنوز پس از گذشت قرنها سستی و رخوت هنوز می تواند در معاملات جهانی جای پایی برای خود داشته باشد.  هنوز تأثیر قرآن کریم برای گلادستون نخست وزیر بریتانیا قابل لمس بود که در مجلس عوام بریتانیا گفت اگر قرآن در میان مسلمانان باشد،  دیگر بر آنها تسلطی نخواهیم داشت.

 

3)واکنش استعمار نسبت به بیداری اسلامی

از زمانی که رستاخیز جنبش های اسلامی در جهان اسلام شروع کرد وصحنه ی گیتی را درنوردید و ندای راستین باز گشت به قرآن و سنت پیامبر «صلی الله علیه وآله وسلم» طنین انداز شد. استعمار برخورد های متفاوت و گوناگونی را در قبال حرکتهای بیداری اسلامی در پیش گرفته است. در برخی موارد مستقیماً با حرکت های اسلامی برخوردهای خیز یکی و مسلمانه  داشته است. از جمله: تلاش در جهت مولود ناپاکی به  نام رژیم صهیونیستی«اسرائیل » در قلب امت اسلام، ترور رهبران جنبش اسلامی «اخوان المسلمین» در مصر، امام شهید البنا «رحمه الله» و نیز زندانی نمودن فرماندهان مسلمانی که از جنگ علیه اسرائیل پیروزمندانه بازگشته بودند. گاهی اوقات به طور غیر مستقیم با آن ها مبارزه می کرد: از جمله سعی می کرد مسلمان ها را از مفاهیم صحیح اسلامی منحرف سازد وبا موضوعات پوچ وبی هویت سرگرم نماید.  

همانند تلاش استعمار در بی هویت نمودن نسل مسلمان در قالب برنامه های تهاجم و شبیخون فرهنگی علیه عقاید وفرهنگ صحیح اسلامی اخلاق اسلامی به ویژه در تحقیر زنان تحت عنوان آزادی به منظور سوء استفاده از آنان – اگر استعمار دربرخورد با امت اسلامی ناتوان می شد-  سعی می کرد از آنها چهره ای زشت و نامطبوع در اذهان مردم معرفی نماید. با مارک ها و القابی نظیر تندرو تروریست مذهبی، مرتجع و.......به جنگ با منادیان توحید و عقیده ی صحیح اسلامی می رفت. متأسفانه هنوز بیداری اسلامی از این رهگذر رنجها و آلامی را متحمل می شود که بسیار درد آور است. «انا لله وإنا إلیه راجعون»

رسانه های گروهی و مطبوعاتی غرب از مسلمانان چهره ای خشن و غیر قابل انعطاف معرفی می کنند.  امروزه نسل جوان آن چنان تحت تأثیر افکار مخرّب علیه اسلام قرار گرفته که او را نسبت به حقانیت اسلام دچار تردید نموده است. جوان مسلمان شرم دارد که اسلام را بعنوان برنامه زندگی خود انتخاب نماید.

نمونه ای از این هتاکی را در قالب کتابهایی چون آیات شیطانی توسط سلمان رشدی و اخیراً توهین به پیامبر در قالب کاریکاتور های زننده مشاهده نمود.

4)چالش های فرا روی بیداری اسلامی

 حرکت مبارک و میمون بیداری اسلامی اینک به مرحله ی شکوفایی و بالندگی خود دارد نزدیک می شود؛ ولی در بر خورد با جهان پیرامون خود دچار مشکلاتی گردیده است که علت آن را این گونه می توان برشمرد:

الف) فقر فرهنگی:

متأسفانه مسلمانان به لحاظ کسب علم و دانش در رتبه ی پایینی هستند واکثریت این امت را بی سوادان تشکیل می دهند.  آمار بی سوادی در کشورهای اسلامی در مقایسه با سایر کشورها به طور وحشتناکی رو به افزایش است. مسلمانان متأسفانه در علوم اسلامی نیز عقب مانده هستند. اگرچه تلاشهایی در این راستا صورت گرفته؛ ولی کافی و جوابگوی نیازهای امت اسلامی نمی باشد. می بایستی بیش از این تلاش و کوشش نمود.

استاد شهید محمد صالح ضیائی «رحمه الله» مورخ و متفکّر اسلامی در این زمینه مطلب جالبی دارد و آن اینکه در جهان اسلام 90%مبلغان اسلامی بی سواد هستند و فقط 10% آنها سواد دارند؛ در حالی که در مسیحیت و نصارا مبلغان آنها مدرکی کمتر از لیسانس ندارند.  مسلم است مبلّغی که از سواد و دانش و تخصص برخوردار باشد موفقتر خواهد بود.

با کمال تأسف عده ای از مدعیان تبلیغ دین، تحصیل علم را عملی عبث می پندارند و فکر می کنند که با جهالت می توان مراحل کمال را طی نمود.  درحلی که خداوند برای علم ودانش اندوزی مقامی بسیار والا قائل است و آن را ستایش نموده است.  آیات قرآنی و احادیث نبوی در این زمینه بسیارند.

ب) وابستگی اقتصادی:

به لحاظ این که مسلمانان در عرصه ی دانش اندوزی وفراگیری فنون تجربی وفناوری روز دنباله روی دیگرانند طبیعی استکه از لحاظ اقتصادی وابسته باشند در صورتی که بیشتر منابع طبیعی وزیرزمینی متعلق به مسلمانان است؛ ولی ما نمی توانیم از آنها استفاده نماییم.

اینجاست که استعمار غرب کشوری اسلامی چون ایران را که در صدد دست یابی به فناوری صلح آمیز انرژی هسته ای است همواره مورد هجوم ددمنشانه ی خود قرار داده است و از رژیم صهیونیستی و نژاد پرست اسرائیل که سرتا پا مسلح به سلاحهای هسته ای است غافل است. از اینجا می توان به بر خورد دوگانه غرب با امت اسلامی و طرفدارانش پی برد.

ج) عدم درک صحیح اسلام:

خرافه گویی وآلوده شدن ساحت مقدس اسلام معضل کلی وعمومی جهان اسلام آلوده شدن به خرافات است .واین مشکل آن چنان در تارو پود فرهنگ اسلامی رسوخ نموده که انگار جزءتافته ی جدا بافته ی آن گردیده است. بدعتها و رسوم خود ساخته انجام هر عملی را از سوی اصلاح گران و دعوتگران با مشکل مواجه ساخت. البته این مشکل فقط مربوط به امروز نیست؛ بلکه در طول تاریخ دعوت اسلامی همچنان ادامه داشته است.

د) عدم آمادگی در رویا رویی با قضایای جهانی شدن

این مساله از چالشهای عدیده ای است که هویت اسلامی امت را تهدید می کند. چون سرعت تحولات جهانی آن چنان زیاد است که نمی دانیم چه بر خورد ی با آن داشته باشیم.

برخی گروهها برای حل این معضل چاره را در این دانستند که مسلمانان خود را در یک چهار دیواری محصور نمایند و از هر گونه ارتباط با دنیای پیرامون خود  خودداری کنند تا با جریانهای ضد اسلامی آلوده نگردند. به عبارتی اینان به جای حل مسأله، صورت آن را پاک کردند.

بعضی دیگر اقتباس کامل و بدون قید وشرط از فرهنگ ها و تمدن جهانی را راهکار این مساله می دانستند.

در میانه این افراط و تفریط عده ای راه میانه را در پیش گرفتند که هم تمدن و فرهنگ اسلامی را  به دست بگیریم  و هم از قافله تمدن جهانی غافل نباشیم. به نظر می رسد که اعتدال و میانه روی در هر امری درست و صحیح است.

- وظیفه ما در برخورد با قضایای جهانی و بیداری اسلامی

می دانیم که جهان هرروز با تغییرات عدیده ای روبروست ومی طلبد که نقش خود را در جهت تعالی ورشد اسلام آماده نماییم.  در حالی به سر می بریم که قدرتهای جهانی حضوری گسترده و به مراتب قوی تر از گذشته در جهان اسلام دارند.

حوادثی چون انتفاضه فلسطین،  انقلاب  اسلامی ایران،  رشد اسلام گرایی در جهان اسلام، در این اواخر 11سپتامبر و اشغال نظامی افغانستان و عراق توسط امریکا،  مسائل شبه جزیره بالکان و چچن و اینگوش در روسیه کشمیر در شبه قاره هند، اسلام در آسیای میانه پس از بلوک شرق و.....در جهان روی می دهد .

 

 

ایران ، انقلاب ، سپاه :

 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همان روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان امام راحل و با تلاش عده‌ای از جوانان و دلسوختگان تشکیل شد.

 کمتر کسی تصور می‌کرد سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی در طول حیات انقلاب اسلامی، به یکی از ارکان نظام مقدس انقلاب اسلامی تبدیل شده و نقشی بی‌بدیل در 8سال دفاع مقدس و پس از آن در زمینه مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن ایفا کند. امام راحل درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌فرمودند : نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به حق از بزرگ‌ترین سنگرهای دفاع از ارزش‌های الهی نظام ما بوده و خواهد بود.

کلام امام خمینی(ره) درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان از نگاه عمیق و چند بعدی بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی به این نهاد دارد. مقام معظم رهبری نیز درباره سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی فرموده‌اند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مولود مبارک انقلاب اسلامی است، در همه جهان پس از صدر اسلام پدیده بی‌سابقه‌ای است. این پدیده در حقیقت مظهر عینی و مجسمی است برای شعارهای انقلاب اسلامی؛ شعار ایستادگی در مقابل همه قدرت‌های بزرگ با سلاح اتکال به خدا، شعار غلبه خون بر شمشیر و شعار حرکت برای نجات مستضعفان.

سپاه پاسداران نور چشم و عضو اصلی انقلاب است، چرا که از بطن انقلاب روییده، رشد کرده و رو به کمال است. اگرچه تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ابتدا با هدف ایجاد نظم و آرامش در کشور و سپس مقابله با تجاوز دشمن بود اما امروز سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی به یکی از نهادهای مقتدر نظام در زمینه‌های مختلف تبدیل شده است.

از دیدگاه بسیاری از فعالان سیاسی، سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی امروز در منطقه نقشی استراتژیک را ایفا می‌کند و در عین حال این نیروی مردمی با انعطاف‌پذیری به نهادی مستحکم برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن تبدیل شده است.

دلسوزان انقلاب و نظام بر این باورند که تأسیس سپاه از تصمیمات خردمندانه‌ای بود که نظیرش در هیچ‌یک از انواع حکومت‌های امروزی به چشم نمی‌خورد. وی افزود: گاهی ابتکارات امام(ره)درباره تشکیل سازمان‌ها و نهادهای مختلف، در موازات برخی دستگاه‌های موجود تلقی می‌شد، اما ما به مرور زمان شاهد آثار مثبت آنها بودیم. یکی از این تصمیمات اساسی و الهی تشکیل سپاه‌پاسداران بود و اگر این نهاد نبود، توطئه‌های بسیاری نظام ما را تهدید می‌کرد و ثبات، آرامش و استحکامی که امروزه نظام از آن برخوردار است، را نداشتیم.

گرچه ما از همان ابتدا ارتش وجود داشت اما در اوایل انقلاب، سپاه نقش بسیار مهمی در پالایش نیروهای ارتش داشت و توانست با تفکیک نیروهای مؤمن، متعهد و تحصیلکرده از عناصر طاغوت، این سازمان را متناسب با ارزش‌های نظام و انقلاب سازماندهی کند .

سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی نقش بسیار پویا و پرتحرکی در عرصه‌های گوناگون اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و به‌ویژه نظامی ایفا می‌کند. از این‌رو وظایف آن تنها به دوران جنگ محدود نمی‌شود. در طول این سال‌ها که مقام معظم رهبری برای مقابله با تحریم‌ها، روی مباحث اقتصادی تأکید کرده‌اند، سپاه ضمن آنکه در مقابله با تهاجم فرهنگی و اجتماعی استکبار جهانی اقدامات مؤثری داشته؛ توانست با تشکیل قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) فعالیت‌های مفیدی در حوزه اقتصاد و سازندگی کشور انجام دهد.

وظایف

پس از گذشت 12 سال از ابلاغ وظایف کلی سپاه به دست شورای فرماندهی در 16 اردیبهشت 1358، قانون سپاه با توجه به تدابیر و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا، توسط نمایندگان‏ مجلس شورای اسلامی، مورد بررسی قرار گرفت و در تاریخ 21 مهر1370 تصویب و با تأیید شورای نگهبان در تاریخ 24 مهر 1370 توسط ستاد فرماندهی کل قوا به‏ سپاه ابلاغ گردید. این قانون مشتمل بر دویست و سی و پنج ماده و دویست و شش تبصره‏ می ‏باشد. بر اساس این قانون مأموریت و وظایف کلی سپاه، به شرح ذیل است:

الف) دفاع مسلحانه از انقلاب و دستاوردهای آن و حفاظت و دفاع از کشور در مقابل‏ هر گونه تهدید و تعرض مسلحانه از داخل؛
ب) آمادگی لازم برای مصاف با دشمن مهاجم از مرزها، برای تهاجم و ضربه زدن‏ متمرکز(عملیات آفندی) در مواقع لازم؛
ج) جذب، آموزش، سازماندهی، تجهیز و به‏ کارگیری آحاد مردم به منظور تشکیل ‏ارتش 20 میلیونی.

 

 

ریز وظایف سپاه :

1 . سازماندهی، آموزش، تجهیز، ایجاد و حفظ آمادگی نیروهای سپاه متناسب با تهدیدها، برای انجام مأموریت ‏های سپاه.
2 . سازماندهی، آموزش و آماده به رزم نگه داشتن پرسنل وظیفه سپاه در دوران خدمت ‏ضرورت و احتیاط.
3 . حفاظت سرزمینی بعضی از مناطق کشور.
4 . دفاع و حفاظت از تأسیسات، اماکن، منابع و مراکز حیاتی و حساس کشور. تبصره: موارد بندهای 3 و 4 بنا به تشخیص فرماندهی کل قوا ابلاغ خواهد شد.
5 . حفاظت از هواپیماهای کشوری و مقابله با هواپیماربایی و برقراری امنیت پرواز آن‏ ها.
6 . حفاظت از شخصیت‏ ها.
7 . جمع‏آوری و برآورد اطلاعاتی، کسب آمادگی و مقابله با بحران‏ های منطقه‏ای در داخل به ‏منظور برقراری امنیت در چهارچوب مأموریت سپاه.
8 . مقابله نظامی و سرکوب گروه‏ هایی که انگیزه براندازی نظام جمهوری اسلامی یا نفی ‏حاکمیت آن و یا خرابکاری و عملیات ضد امنیتی با توسل به قوه قهریه دست می ‏زنند وتثبیت مواضع و آن گاه واگذاری موقعیت به ارتش جمهوری اسلامی ایران.
9 . شرکت در دفاع از مرزهای زمینی کشور در برابر تهاجم دشمن و بر عهده گرفتن نقش ‏آفند. تبصره: زمان و چگونگی شرکت سپاه در نبردهای مرزی در هر مورد به وسیله فرماندهی‏ کل نیروهای مسلح تعیین می ‏شود.
10 . جذب، آموزش، سازماندهی، تجهیز و به کارگیری آحاد مردم به منظور تشکیل ارتش 20میلیونی.
11 . انجام اقدامات لازم در کسب و جمع ‏آوری اطلاعات مورد نیاز از اوضاع، رویدادها و تحولات سیاسی، نظامی آشکار و پنهان و ارزیابی مستمر تهدیدها و توان رزمی دشمنان بالفعل و بالقوه در چهارچوب مأموریت ‏های محوله.
12 . همکاری با نیروهای انتظامی در مقابله با اشرار، قاچاقچیان و برقراری امنیت انتظامی در کشور بنا به نیاز و دستور.
13 . تلاش در جهت استقرار کامل فرهنگ و ضوابط اسلامی در سپاه و بسیج زیر نظر نمایندگی رهبری.
14 . تلاش در جهت حفظ و صیانت سپاه در زمینه‏ های امنیتی.
15 . انجام فعالیت‏ های تحقیقاتی و تلاش در جهت نیل به خودکفایی در زمینه‏ های خاص ‏نظامی و موارد سازمان، سیستم‏ ها و روش‏ ها، آموزش، تجهیزات، تعمیرات و نگهداری.

16 . همکاری با دولت در زمان صلح در عمران و آبادانی کشور با رعایت حفظ آمادگی رزمی ‏بنا به دستور.
17 . تهیه طرح نیازمندی ‏های لجستیکی و اقدام در جهت تهیه و خرید اقلام و خدمات و اقلام ‏مشترک داخلی که به نیروهای سپاه واگذار می ‏گردد.
18 . تأمین نیازهای پزشکی پرسنل سپاه و اداره بیمارستان‏ ها و درمانگاه ‏های مربوط.
19 . تأمین دفاع هوایی کلیه یگان ‏ها، تأسیسات و نقاط حساس سپاه در حد برد سلاح‏ های ‏ضدهوایی سازمان نیروهای مربوط. از این رو مهم ترین قلمروهای عملکرد سپاه در چند محور تقسیم می ‏گردد:

الف) مقابله با تهدیدات امنیتی - نظامی، که خود در چهار بخش قابل بررسی است:
1 . تهدیدات خارجی.
2 . تحرکات داخلی.
3 . خود کفایی و توسعه علمی – تسلیحاتی.
4 . تقویت و گسترش نیروهای نظامی و بالابردن کیفیت آموزش و کارآیی آن ها.

ب) امداد رسانی(واکنش سریع)، بازسازی و سازندگی کشور.
ج) تقویت و بالا بردن کارایی فرهنگی، سیاسی.

 

مأموریت‏ های سپاه 

پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اساسنامه آن توسط شورای فرماندهی سپاه تهیه و به ‏تصویب شورای انقلاب رسید. بر مبنای اساسنامه پاسداران انقلاب اسلامی، مأموریت های این نهادانقلابی در ده ماده به شرح ذیل مشخص شد. ماده یک: مبارزه قانونی با عوامل و جریان هایی که در صدد خراب کاری و براندازی نظام‏ جمهوری اسلامی و یا اقدام علیه انقلاب اسلامی ایران باشد.
ماده دو: مبارزه قانونی با عواملی که با توسل به قوه قهریه در صدد نفی حاکمیت قوانین‏ جمهوری اسلامی باشند؛
ماده سه: اقدام همانند دیگر نیروهای انتظامی در جهت خلع سلاح کسانی که بدون مجوز قانونی اسلحه و مهمات حمل و نگهداری می‏ نمایند؛
ماده چهار: همکاری با نیروهای انتظامی در مواقع لزوم در جهت برقراری نظام و امنیت و حاکمیت قانون در کشور؛
ماده پنج: همکاری با دیگر نیروهای انتظامی در جهت حفاظت از اماکن و شخصیت های ‏سیاسی و مذهبی به تشخیص شورای تأمین محل؛
ماده شش: همکاری با ارتش جمهوری اسلامی ایران در مواقع لزوم در جهت پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران؛
ماده هفت: همکاری با ارگان های اطلاعاتی کل کشور طبق قانونی که به تصویب مجلس‏ شورای اسلامی خواهد رسید؛
ماده هشت: برنامه‏ ریزی، سازماندهی، اداره و فرماندهی و اجرای آموزش های عقیدتی، سیاسی و نظامی اعضای بسیج مستضعفین بر طبق موازین اسلامی؛
ماده نه: مشارکت در عملیات امدادی به هنگام بروز بلایا و حوادث و انجام خدمات امدادی، آموزشی، تولیدی و جهاد سازندگی به درخواست دولت؛
ماده ده: پرورش و آموزش اعضای سپاه طبق تعالیم و موازین اسلامی مبتنی بر رهنمودهای ‏ولایت فقیه در زمینه‏ های عقیدتی، سیاسی و نظامی در جهت کسب توان لازم به منظور انجام‏ مأموریت های محوله

سپاه چیزی جز سازماندهی مردم برای تداوم انقلاب و پاسداری از دستاوردهای آن نبود، ولی متأسفانه از همان ابتدای انقلاب توسط دولت موقت با این دیدگاه مخالفت می شد. یعنی دولت موقت معتقد بود که ما ارتش داریم، شهربانی و ژاندارمری هم داریم، بنابراین کمیته ها و سپاه به طور موقت تا زمانی که این نیروها بتوانند تجدید سازمانی پیدا کنند باید وجود داشته باشند و بعد از آن از صحنه پاسداری از انقلاب در عمل کنار بمانند. بنابراین نقطه آغاز انقلاب بین موسسین سپاه و دولت موقت از همین جا ریشه گرفته بود. دولت موقت می گفت که سپاه می خواهد حکومتی در حکومت به وجود بیاورد و قدرت را از دست دولت بگیرد .

رهبر معظم انقلاب طی سخنانی مبسوط پیرامون سپاه پاسداران و نقش آن در شرایط حساس روزهای پس از پیروزی و دفاع مقدس و با اشاره به اینکه عده ای وجود سپاه را پس از پایان جنگ ضروری نمی دانستند، فرمودند: بنده آن روز گفتم، امروز هم می گویم و همیشه خواهم گفت که انقلاب اسلامی و نظام ارزشی اسلام، اگر بخواهد برپا بماند باید سپاه و بسیج بماند (تکبیر حضار) و این شعار نیست، این فلسفه دارد. پایه منطقی و فلسفی دارد و او همان چیزی است که الان گفتم چون دنیا، دنیای معترضی است، دنیای مادی ای است، دنیایی است که در آن استکبار وجود دارد و استکبار طاقت نمی آورد که پرچم توحید را، پرچم لااله الاالله را در اهتزاز ببیند، باید این را محکم نگه داشت و این بدون جهاد نمی شود... بنده آینده سپاه را یک آینده بسیار مبارکی می بینم. این سازمان متولد شده با انقلاب که از برکات شخص امام است. اگر امام این مسئله را دنبال نمی کردند، سپاه شاید به وجود نمی آمد و یا به این گسترش و صحه قدرت نمی رسید. این وضعیت سپاه از برکات شخص امام است و وضعیت بسیج، این سازمانی که جزء برکات سپاه و برکات انقلاب و برکات شخص امام بزرگوار است، ان شاء الله باید روز به روز برکاتش در این کشور بیشتر گسترش پیدا کند و مایه گسترش معنویت باشد و روحیه انقلاب را و درک انقلابی را، شناخت، خط صحیح را شناخت، حق و باطل را باید به دیگران تعلیم بدهد. یکی از چیزهایی که سپاه توانسته است در این چندین سال از اول انقلاب تا حالا، تقریباً در همه موارد یا بیشتر موارد، آن را نشان بدهد عبارت بوده است از تشخیص حق و باطل، فتنه ها را به صورت فتنه شناخته است و با آنها در افتاده است. جبهه حق را به صورت حق شناخته است و همیشه از آن دفاع کرده است. این درک سیاسی لازم دارد که بحمدالله تا امروز بوده است و باید این درک سیاسی را هرچه می توانید در خودتان تقویت کنید .

یکی از مهم ترین قلمروهای عملکرد سپاه مقابله با تهدیدات امنیتی - نظامی است که شامل: 1. تهدیدات خارجی 2. تحرکات داخلی 3. خود کفایی و توسعه علمی - تسلیحاتی 4. تقویت و گسترش نیروهای نظامی و بالابردن کیفیت آموزش و کارایی آن ها.

تهدیدات خارجی
 
برجسته ‏ترین عملکرد سپاه پاسداران در مقابله با تهدیدات خارجی در طول سه دهه که از عمر انقلاب اسلامی می‏ گذرد جنگ تحمیلی است. دفاع همه جانبه مقدّس با دشمن بعثی چنگ و دندان مسلح که لااقل از سوی 48 کشور قدرتمند دنیا تجهیز تسلیحاتی می ‏گردید و از چندین‏ کشور دنیا نیرو می ‏گرفت و به کثیف ترین حربه‏ ها برای رسیدن به منافع خویش دست می‏ زد.

فرمانده کل سپاه پاسدران با اشاره به جمله‌ای از رهبر معظم انقلاب درباره سپاه تصریح کرد: حضرت آقا فرمودند درست است که ماهیت سازمانی سپاه یک ماهیت نظامی است، اما سپاه صرفاً نظامی نیست بلکه یک سازمان امنیتی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و نظامی است یعنی همه جنبه‌های کارکردی از سازمان‌ سپاه مورد انتظار است تا بتواند آن نقش خود را که حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن است در همه عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ‌امنیتی و اطلاعاتی ایفا کند.

استکبار جهانی شبانه‌روز تلاش می‌کند تا با تهدیدات مختلف به انقلاب ضربه بزند و اینجاست که سپاه به صورت همه جانبه باید آمادگی داشته باشد تا در هر مقطع با هر نوع تهدید مقابله کند.

 

وظیفه اصلی سپاه پاسداران، حفاظت از انقلاب اسلامی است و انقلاب اسلامی حقیقتی است که در بدو پیدایش شرایط خاصی داشته و در حال حاضر و آینده نیز فراز و نشیب‌های مختلفی خواهد داشت و ماهیت انقلاب اسلامی حاکمیت اسلام بر جامعه بشری در حد توان است.

در شرایط کنونی شناخت دقیق زمان  و عمل مطابق با مقتضیات زمان و حفاظت از دین الهی اصلی ترین وظیفه سپاه است .

در حال حاضر در کشورهای منطقه انقلاب‌های مردمی شکل گرفته و مردم این کشورها علیه استبدادگران و حکام طاغوتی بپا خاسته‌اند و از سوی دیگر قدرت‌های استکباری غربی و یا کارگزاران آنها مرتکب زشت‌ترین و بدترین عمل یعنی تخریب مسجد و حسینیه در یک کشور اسلامی شده‌اند و این اقدام به دست کسی که مدعی خادم‌الحرمین است صورت گرفته است.

در شرایط کنونی دنیای اسلام تحرک پیدا کرده و حتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی اجتماعات و تظاهرات علیه این اقدامات صورت گرفته است.

وظیفه سپاه در عصر کنونی :

الف : ارتقاء بصیرت و دانش و آگاهی :

امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: عبرت گرفتن مداوم، به بصیرت می انجامد، و باز ایستادن {از گناه و خطا} را به بار می نشاند.

امام خامنه ای (حفظه الله) : « مهم تر از درس های عاشورا، عبرت های عاشوراست. چرا باید کار به جایی برسد که حرم پیغمبر خدا(ص) را در کوچه و بازار بیاورند و به اینها تهمت خارجی بزنند. اینها آمدند پسر پیغمبر(ص) پسر امیرالمومنین(ع) پسر فاطمه(س) را به عنوان خروج کننده بر امام عادل! آن هم یزید ابن معاویه به لعنة الله علیهما معرفی کردند. مگر ما از جامعه زمان پیغمبر(ص) و امیرالمومنین قرص تر و محکم تریم! چه کنیم که آن طور نشود؟ »

 

ب : جنگ نرم :

در جنگ و جهاد نرم هنر اندیشیدن، هنر گفتن و شنیدن، هنر نوشتن و هنر یادگیری و اعتمادسازی است. در جهاد مسلحانه شاخص رشیدی یک مجاهد تعداد دشمنانی بود که به درک واصل می‌کرد. اما در جنگ نرم مجاهد کسی است که تعداد بیشتری از مخالفین و حتی معاندین را از مسیر باطل نجات دهد. به‌عبارت دیگر در نبرد نرم باید اسرای داوطلب بیشتر از تلفات وارده به دشمن باشد. راهبرد مقام معظم رهبری مبتنی بر کوچک نگه داشتن دایره ضدانقلاب و جذب حداکثری ناظر بر این رهیافت است. بنابراین در مفهوم جهاد تحول جدی رخ داده است.

قداست و شأن» جهاد فی‌سبیل‌ الله که آرزوی هر مسلمان مؤمن است باید به جهاد نرم تعمیم داده شود. و مبارزان راه خدا در این جبهه گوی سبقت را از هم بربایند. شرط تحقق این مهم، اجتهاد علما در این عرصه است. الحمدلله فقه و اجتهاد شیعه این توان و صلاحیت را دارد. به همین خاطر است که حضرت امام در دوران مدرنیزم تشکیل حکومت اسلامی را با شرایط امروزی جوامع بشری پذیرفت و اسلام را پاسخگوی همه نیازها دانست. امید است اکنون نیز مجاهدان انقلاب اسلامی، گمنامانه در این عرصه وارد شوند و همانگونه که جسم خود را در اروندرود به خدا می‌سپردند، در امواج فتنه نیز روح خود را به خدا بسپارند و دانشگاه به دانشگاه (سنگر به سنگر) و شهر به شهر برای اثبات حقانیت انقلاب اسلامی تلاش نمایند و مبتنی برجایگاه نظام اسلامی در نزد امام راحل برای حفظ آن سر از پای نمی‌شناسند. شرط آن انطباق خصایص جهاد به مبارزه امروز است تا افسران این جنگ خود را به فرماندهان آن معرفی نمایند.